فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

20

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي )

31 - آن . اس . كى . لمبتون ، وى در كتاب دولت و حكومت در اسلام ( صص 299 - 325 ) شرحى كوتاه از زندگى فضل الله و تحليلى از انديشهء سياسى وى به دست داده است . 32 - حسين ايزدى ؛ انديشه سياسى فضل بن روزبهان خنجى ؛ اين مطلب عنوان مقاله‌اى است كه بر پايه برخى نقليات از كتاب عالم‌آراى امينى نگاشته شده و در كيهان انديشه ش 29 صص 128 - 145 منتشر شده است . سالشمار زندگى ابن روزبهان بر اساس آنچه تاكنون دربارهء وى نوشته شده سالشمار زير را مىتوان دربارهء او به دست داد . * 852 ؛ سال احتمالى تولد ابن روزبهان ( آقاى محمد امين خنجى اين سال را پذيرفته ؛ فرهنگ ايران زمين ج 4 ، ص 174 ونك : مقدمهء مهمان‌نامه ص 20 پاورقى 5 ) . * 862 يا 860 ؛ سال احتمالى تولد او كه آقاى ستوده آن را درست مىداند ( مقدمهء مهمان‌نامه ص 22 ) . * 850 - 860 ؛ سخاوى تولد ابن روزبهان را به نقل از خود وى در فاصله اين سالها

--> بازنويسى وى ( دوانى ) از اخلاق ناصرى به انتحال بيشترى شباهت دارد تا به تحريرى كه به اقتفاى خواجه نصير طوسى صورت گرفته باشد ( ص 192 ) . او ( دوانى ) نسبت به مبادى حكمت اشراقى و مبانى حكمت عملى يونانى به يكسان جاهل بوده است ( ص 192 ) . از اين نظر فضل اللّه بن روزبهان خنجى نه تنها نمايندهء اوج زوال و انحطاط تمدن كشورهاى اسلامى بلكه او نشانهء واپسين مرحله انديشهء سياسى در دوران اسلامى ( است ) ( ص 200 ) . اينها گزيده‌اى از قضاوتهاى بدبينانه مؤلف است كه پيشرفت تفكر سياسى را تنها در غرب دانسته و هر آنچه در اين سوى صورت گرفته به ويژه اگر مربوط به احياى فقه سياسى و شريعت شريعت‌نامه‌نويسى بوده نشانهء انحطاط و زوال آن هم نه ايران كه همه كشورهاى اسلامى بلكه همهء تمدن اسلامى دانسته است . تأسف از برخى از نهادهاى علمى - سياسى است كه به نشر اين اثر پرداخته‌اند و اين همه توهين كه در اين كتاب صورت گرفته ، علاوه بر اصرار بر غير دينى و غير شرعى كردن حكومت را ناديده گرفته‌اند . مؤلف در همين فصل ، ابن روزبهان را خلف ابن تيميه مىداند در حالى كه تصوير اصلى ابن روزبهان چنين نيست . او نه تنها در كتاب حاضر كه در آثار ديگر نيز پيوند عميق خود را با برخى از مفاهيم شيعى نشان داده ، او مرحله‌اى از رشد تفكر شيعى در ايران است و از اين زاويه بايد به دو توجه داشت . اما متأسفانه مؤلف كه براى سرتاسر تاريخ ايران بلكه تاريخ اسلام تعيين تكليف مىكند ، هيچ نيازى نمىبيند تا ريز تحولات و حوادث و منابع فكرى هر دوره را بشناسد .